تونل مرگ
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید
محصولات مشابه
تونل مرگ
عراقیها با فریادهای خشن و وحشتناک ما را مجبور میکردند که از تونل مرگ عبور کنیم. آنها میخواستند عروس را دم حجله بکشند و از ما زهرچشم بگیرند، چارهای هم نبود. میدانستیم اگر مقاومت کنیم چه بر سر همه بچهها خواهند آورد. برای همین هم قسمتهای حساس بدنمان را با دست میپوشاندیم و بعد وارد تونل میشدیم. پاهای برهنه روی شنهای داغ، طرف دیگر ماجرا بود. در همین تونلهای وحشت بود که یکی از چشمهای رضا شریفیراد از حدقه بیرون آمد و به زمین افتاد. آقارضا نابینا شد و بسیاری با دست و پا و سرِ شکسته، مجروح و زخمی از آن خارج شدند. اگر کسی در تونل به زمین میافتاد، کارش زار بود؛ چراکه ضربهها، از چپ و راست روی بدنش فرود میآمدند. بعضی وقتها پیش میآمد که بچهها از شدت درد و سوزش فریاد میزدند: «یا حسین»، «یا زهرا» و همین کافی بود تا شدت ضربهها بیشتر شود.
📚 #معرفی_کتاب_انتشارات_قائمیه
📚 #تونل_مرگ
🖌 به قلم: #سیدرضی_نبویچاشمی
سیدهفریبا_موسوی
دیدگاه ها













